مغزم سنگینه ، سنگین . بدنم زخمیه ، وقتی میگم زخمی منظورم این کلیشه های مسخره ی توی جامعه دردمندمون نیست ، زخمیه ، هرتیکه ای ازش که تونستمو کندم. پوست ، هرجایی که شد ، گوشه ی ناخن ، کنار پهلو . جوش ، رو صورت ، روی دست ، همه جا . پوست لب ، کندم. هر چی بود و نبود و کندم . پس ببین وقتی میگم بدنم زخمه . واقعا زخمه. هرجارو نگاه میکنم یا لکه یا زخم یا خون حتی. بدتر
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل امیری
تاريخ: شنبه
15 ارديبهشت
1397 ساعت: 19:05